معنی له در فرهنگ لغت





معنی له - دیکشنری آنلاین آبادیس

معنی له در لغت نامه دهخدا. لت. [ ل َ ] (اِ) سیلی. چک. لطمة. تپانچه. کاج. پشت گردنی. پس گردنی. ضرب. زخم. صدمت. کوس. زدن. (اوبهی ). زدن به کف دست بر کسی. کوفتن. (غیاث ).زدن و کوفتن کتک و شلاق. (برهان ). کتک زدن. پهلو زدن. صدمه زدن. (آنندراج ). صاحب غیاث اللغات گوید: رشیدی که به معنی لگد زدن نوشته هندی است مخفف لات. || گرز که.


معنی له در فرهنگ لغت,

معنی له و علیه - دیکشنری آنلاین آبادیس

آبادیس - معنی له و علیه = له و علیه . [ ل َ هَُ ع َ ل َی ْه ْ ] (ترکیب عطفی ، ق مرکب ) بسود و بزیان کسی. برای او و بر او. به او و بر او.


معنی له له - دیکشنری آنلاین آبادیس

معنی له له در لغت نامه دهخدا. لت لت. [ ل َ ل َ ] (ص مرکب ) لخت لخت. پاره پاره : جغد که با باز و با کلنگان پرد بشکندش پر و مرز گردد لت لت. عسجدی. . دارد چو. خواجه ش لت لت ریشی دارد چو ماله آلوده به بت. عماره (از لغت نامه ٔ اسدی ).


معنی له در فرهنگ لغت,

فـرهنــگ لغــت هــورامــي

فـرهنــگ لغــت هــورامــي - بیایـید همه با هم در تدوين بزرگ‌ترين فرهنــــگ لغــــت هـــــورامي سهيم باشيم. - فـرهنــگ لغــت هــورامــي.


معنی له و علیه - دیکشنری آنلاین آبادیس

آبادیس - معنی له و علیه = له و علیه . [ ل َ هَُ ع َ ل َی ْه ْ ] (ترکیب عطفی ، ق مرکب ) بسود و بزیان کسی. برای او و بر او. به او و بر او.


معنی له - دیکشنری آنلاین آبادیس

معنی له در لغت نامه دهخدا. لت. [ ل َ ] (اِ) سیلی. چک. لطمة. تپانچه. کاج. پشت گردنی. پس گردنی. ضرب. زخم. صدمت. کوس. زدن. (اوبهی ). زدن به کف دست بر کسی. کوفتن. (غیاث ).زدن و کوفتن کتک و شلاق. (برهان ). کتک زدن. پهلو زدن. صدمه زدن. (آنندراج ). صاحب غیاث اللغات گوید: رشیدی که به معنی لگد زدن نوشته هندی است مخفف لات. || گرز که.


معنی له در فرهنگ لغت,

ترجمه و معنای لَهُ به فارسى عربی-فارسی در فرهنگ لغت اصطلاحات صفحه 1

معنی لَهُ تعریف کلمه لَهُ در فرهنگ لغت آنلاین المعانی مبحث مورد جستجو موضوع است در فرهنگ لغت عربی-فارسی فرهنگ لغت جامعی که شامل معنی لغات و جملات عربی میشود. صفحه 1.


ترجمه و معنای فرض الله له به عربی فارسی-عربی در فرهنگ لغت .

معنی فرض الله له تعریف کلمه فرض الله له در فرهنگ لغت آنلاین المعانی مبحث مورد جستجو موضوع است در فرهنگ لغت فارسی-عربی فرهنگ لغت جامعی که شامل معنی لغات و جملات عربی میشود. صفحه 1.


ترجمه و معنای تبا به فارسى عربی-فارسی در فرهنگ لغت اصطلاحات .

معنی تبا تعریف کلمه تبا در فرهنگ لغت آنلاین المعانی مبحث مورد جستجو موضوع است در فرهنگ لغت عربی-فارسی فرهنگ لغت جامعی که شامل معنی لغات و جملات عربی میشود. صفحه 1. . تَب [عمومی], تَب : مص ؛ « تبّاً لهُ » با نصب بر مصدر و اضمار فعل : خداوند او را زيانكار و نابود كند . قَدَّم له التاييد [عمومی], تاييد كرد او را. نالَ تاييده [عمومی].


ترجمه و معنای يسبح به فارسى عربی-فارسی در فرهنگ لغت اصطلاحات .

متن اصلی, معنی. يَسَارَة [عمومی], يَسَارَة : آسانى ، رفاه ، توانگرى . حُكومَةُ يسارية [عمومی], حكومت چپي ، دولت چپي . لم يسبِق له مثيل [عمومی], سابقه نداشته است ، براي اولين مرتبه است ، بي سابقه ، بي نظير ، بي هتما ، بي مانند ، بي بديل. سِيسَ [عمومی], سِيسَ : يُسَاسُ سَوْساً [ سوس ] الطعامُ : در ميان غذا كرم افتاد - الخَشَبُ : چوب يا تخته پوسيد


ترجمه و معنای كَشَّحَ به فارسى عربی-فارسی در فرهنگ لغت اصطلاحات .

متن اصلی, معنی. كُشِحَ [عمومی], كُشِحَ : الرجُلُ : پهلوى او را داغ كردند - القَوْمُ عَنِ الْماء : از كنار آب متفرق شدند و رفتند . كَشِحَ [عمومی], كَشِحَ : كَشَحاً : از درد پهلو ناليد . كَشَحَ [عمومی], كَشَحَ : كَشْحاً البيتَ : خانه را روفت - العودَ : پوست چوب را كند - القَوْمَ : آن قوم را پراكنده كرد - هُ : خال روى شكم او را داغ كرد - البَعِيرَ : نقطه روى شكم شتر را با آتش داغ كرد - لَهُ.


ترجمه و معنای تسلي به عربی فارسی-عربی در فرهنگ لغت اصطلاحات .

معنی تسلي تعریف کلمه تسلي در فرهنگ لغت آنلاین المعانی مبحث مورد جستجو موضوع است در فرهنگ لغت فارسی-عربی فرهنگ لغت جامعی که شامل معنی لغات و جملات عربی میشود. صفحه 1. . تسلي ناپذير [عمومی], تعيس , لا عزاء له. تسلي ناپذير [عمومی], لا عزاء له. تسلّي داد او را [عمومی], أخَذَ بخاطِره. تسلّي داد او را [عمومی], اخذ بخاطره.


ترجمه و معنای لاحظ به فارسى عربی-فارسی در فرهنگ لغت اصطلاحات .

معنی لاحظ تعریف کلمه لاحظ در فرهنگ لغت آنلاین المعانی مبحث مورد جستجو موضوع است در فرهنگ لغت عربی-فارسی فرهنگ لغت جامعی که شامل معنی لغات و جملات عربی میشود. صفحه 1. . لاح له [عمومی], به نظرش رسيد ، به فكرش رسيد. لاحَ [عمومی], نمايان شد ، ظاهر شد ، مشاهده شد ، درخشيد ، سوسو زد ، آشكار شد ، علني شد ، عيان شد ، روشن شد.


ترجمه و معنای اسمح به فارسى عربی-فارسی در فرهنگ لغت اصطلاحات .

معنی اسمح تعریف کلمه اسمح در فرهنگ لغت آنلاین المعانی مبحث مورد جستجو موضوع است در فرهنگ لغت عربی-فارسی فرهنگ لغت جامعی که شامل معنی لغات و جملات عربی میشود. صفحه 1. . اسمح له [عمومی], اسمح له : رخصت دادن , اجازه دادن , ستودن , پسنديدن , تصويب کردن , روا دانستن , پذيرفتن , اعطاء کردن.


ترجمه و معنای امرات به فارسى عربی-فارسی در فرهنگ لغت اصطلاحات .

معنی امرات تعریف کلمه امرات در فرهنگ لغت آنلاین المعانی مبحث مورد جستجو موضوع است در فرهنگ لغت عربی-فارسی فرهنگ لغت جامعی که شامل معنی لغات و جملات عربی میشود. صفحه 1. . امر لا اساس له [عمومی], امر لا اساس له : بى پايه , بى اساس , غير واقعى , غير حقيقى , پوچ , كار بى اساس. إن الامر مجرد مناورة سياسية [عمومی], قضيه.


کردی-فارسی واژه نامه - Glosbe -- فرهنگ لغت چند زبانه آنلاین

ما با ارائه نه تنها فرهنگ لغت کردی - فارسی، اما لغت نامه ها برای هر جفت موجود زبان - آنلاین و رایگان. برو به . آن را می سازد فرهنگ لغت ما کردی فارسی واقعی ، آن است که توسط مردم زبان مادری ، که با استفاده از زبان برای هر روز ایجاد می شود. همچنین شما می . شما باید بدانید که Glosbe کلمه ذخیره نیست بلکه ایده از چه کلمه به این معنی است.


دایه - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

دایه یا لَلِـه یا دَدِه در زمان قدیم به زنی گفته می‌شد که در نگهداری کودک به مادر او کمک می‌کرد. دایه گاه به معنای زنی است که بچهٔ زن دیگری را شیر دهد. همچنین گاه به معنای ماما و قابله، کسی که کمک می‌کند بچه‌ای زاده شود، است. امروزه به شخصی که در نگهداری کودک به مادر کمک می کند پرستار کودک می‌گویند.


فـرهنــگ لغــت هــورامــي

فـرهنــگ لغــت هــورامــي - بیایـید همه با هم در تدوين بزرگ‌ترين فرهنــــگ لغــــت هـــــورامي سهيم باشيم. - فـرهنــگ لغــت هــورامــي.


دانشگاه به معنی پوهنتون، دقیق نیست! / مصطفی عمرزی – .

29 ا کتبر 2017 . در سمت چپ نمونه ی سافت فرهنگ دری هوشیار که برای کامیپوتر طراحی شده است، در کادر «لغات نزدیک»، کلمه ی «گاه» را در معمول ترین معانی آن در محاوره و لفظ قلم دری زبانان معرفی می کند که تقریباً اکثریت قریب به اتفاق آن ها، معنی زمان را افاده می کنند. در پایین، توضیحات فرهنگ لغت هوشیار را برای کیفیت نگرش،.


معنی ذمة | لغت نامه دهخدا - پارسی ویکی

معنی ذمة : ذمة. [ ذِم ْ م َ ] (ع اِ) کفالت . ذِمامَت . دَمامَت . || عهد. پیمان . (ادیب نطنزی ). اِل . امان : به امان پناهید و زنهار طلبید و در ذمت عنایت و رعایت حاجب آلتونتاش گریخت . . و صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: الذمّة بالکسر، قال بعض الفقهاء ان ّ الذمة امر لا معنی له بل هی من مخترعات الفقهاء یعبرون عن وجوب الحکم علی المکلف بثبوته فی ذمته و هذا.


بيرينجي جيلد 1

ای انسانلار بیز سیزی بیر کیشی و بیر قادیندان یاراندیق و بیربیرینیز له تائیش اؤلوب آنلاشمانیز اوچون سیزی ملت لره و. قبيله لره آییر دیق، .. آذربايجان سؤزلويو -۲۰۱۳. ۲۱۹۵/ 6 باش سؤز. Azərbaycan sözlüyü. راهنمای تصویری فرهنگ ارک. اطلاعات گرامری کلمه اسم است معنی لغت معادل فارسی لغت. لغت اصلی. معادل انگلیسی لغت.


معنی له در فرهنگ لغت,

معناي «حق» در نگاه انديشمندان اسلامي | معرفت حقوقی

5 آوريل 2012 . معناي لغوي حق. «حق» در لغت در معاني گوناگوني به كار رفته است. برخي از معاني لغوي اين واژه، به شرح زير است: راستي، عدالت، ثابت و يقين كه در آن جاي .. شيخ انصاري در مكاسب، «حق» را به توانايي و سلطنت فعليهاي تعريف مي‌كند كه قائم به دو طرف «من له الحق» و «من عليه الحق» است و معتقد است كه ممكن نيست كه «من له.


فرهنگ زبان هزاره گی ترجمه به زبان دری - Kabul Press کابل پرس

24 ژانويه 2011 . قسمت نخست | قسمت دوم | قسمت سوم قسمت سوم: دری هزاره گی حرف “ت” ریسمان وتناب = تناوو سِرگین حیوانی = په تگ لگد مال = تای له غه بیهوشی ازگریه زیا د = ته (.)


فارسی شهری - واژه نامه مازندرانی

6 فوریه 2012 . فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید. هیچ وقت شده معنی دقیق کلمه باحالی رو که تازه مد شده ندونید یا آرزو کنید کاش یه دیکشنری آنلاین باشه که معنی کلمات روزمره و باحال فارسی رو بتونید توش پیدا کنید؟ یا کلمه جالبی بین دوستانتون استفاده می . گی بَیه بوردِه : له شد رفت گی خار سگ : آدمه سخن چین


زبانِ حقوقي

اصطالحِ حقوقي از معنيِ لغوي دور نيفتاده و به مسئوليتي که براي بايع در موردِ مستحق للغير درآمدنِ مبيع حاصل. مي شود گفته شده است (امامي٬ سيد حسن٬ ج . جــ اقاله در لغت به معناي گذشت از لغزش و خطاست و در اصطالح. معامله ي بينِ خود (همان٬ ص ١٧٥). ... اين مشکل بايد به ياريِ واژگان و فرهنگِ حقوقي حل شود. استفاده از فرهنگِ. حقوقي نه تنها.


Pre:سنگ زنی استوانه ای 2706h ماشین JHU
Next:تولید کنندگان آسیاب ریموند در آلمان